تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

شب بديه 
دلم بدجور گرفته 
اشکام بی اختیار میاد! 
دلم از خدا گرفته 
از امام رضا 
تو شیش ماه سه بار رفتم 
هر سه بارشم سه چیز مهم ازش خواستم 
حتی یکیشم برآورده نشد 
حتی يه نشونه... 
خودم میدونم منم زدم زیره قول و قرارم 
منم بد کردم 
ولی حداقل میزاش برم کربلا 
شاید خوب میشدم 
نمیدونم 
حداقل يه نشونه که بدونم منو به حال خودم رها نکردن 
انقدر آه و ناله اینجا نوشتم 
خودم وقتی وبمو میبینم
فک میکنم يه دختره افسرده اینارو نوشته 
 

ادامه مطلب  

 

ای پنجره نشستم ،کوچه خاکستريه باززیر بارون ، من چه دلتنگتم امروزانگار از همون روزاستحال وهوام رنگ توئهکوچه دلتنگ توئهدلم گرفته دوباره هوای تو رو دارهچشمای خیسم واسه ی ديدنت بی قرارهاین راه دورم خبر از دل من که ندارهآروم ندارم يه نشونه می خوام واسه قلبمجز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندماین دل تنهام دوباره هوای تو رو دارههوای شهرتو و بوی گلابپیچیده توی اتاقم مث خوابداره بد جوری غریبی می کنهآخه جز تو دردمو کی می دونهدلم گرفته دوباره هوای

ادامه مطلب  

 

          
 
شاید این یکی از نشونه های بزرگ شدن باشه. اینکه سخت می تونی با بقيه ارتباط برقرار کنی و حرف بزنی. 
اینکه يه سری رفتارها، موضوعات، که شاید حتی خودت قبلا انجامشون می دادی یا برات جالب بود ، به نظرت بچگانه و آزار دهنده باشه.
این حساس تر شدن و ریز بینی رو جزئیات رفتار دیگران
شاید واسه همین باشه که آدما به مرور زمان از خیلی از دوستانشون جدا میشن.
شاید یکی از نشونه های بزرگ شدن این باشه که چیزای بیشتری از زندگی میخوای...
 
+ آوردی حیرونم کنی ک

ادامه مطلب  

وقتی که طاقت رو به طاقی میرود  

داره از آستانه تحملم رد میشه....صدای ترک خوردن میاد....مدام با خودم میگم چی شد؟ آخه چرا؟....فقط میدونم بی گدار به آب نزدم و همه جوانبو در نظر گرفتم...پس چرا پریشونم؟ چرا بی طاقت شدم؟ چرا از آینده ترسیدم؟....ته این جاده لعنتی پر پیچو خم به کجا ختم میشه؟ چطور میتونم به بودنی دل ببندم که پر از نبودنه؟....من شک کردم به اعتمادم....به انتخابم...
پی نوشت: خدایا رحمی.. 

ادامه مطلب  

34.آدمها..  

آدمها با سلایق متفاوت نگاه متفاوت دارند...
گاه جذب یک نوشته ی زیبا...گاه جذب یک تصویر خوشرنگ...
گاه جذب یک اندام...گاه یک احساسه لطیف در شعر...
جذب یک موزیک متفاوت ...یک تیپ و استایل عالی...
همه و همه فقط در روان خود افراد متأثر از حال و روحشون شکل میگیره...
کششی در یک صدا...در یک نگاه ...در یک کلام...
گاه ایجاد میشه که تورا تا نهایت سر خوشی فرو میبره...
این سرمستی رو هر کسی احساس نمیکنيه چون  تو نیست ...
چون سلیقه ی تورو نداره...علاقه ی تورو...دیدگاه و نظر تورو...

ادامه مطلب  

 

ساعت شیش صبح وقتی داشتم توی کشوم دنبال  تسبیحی می گشتم که پ از مشهد برام آورده بود،چشمم افتاد به تنها نشونه ی تو.نشستم به گريه کردن که چرا تمام نمیشی؟! چرا این فاصله ها تمام نمیشه؟! چرا من تمام نمیشم لااقل؟! چرا دنیا تمام نمیشه ؟! 

ادامه مطلب  

مشدی غلام  

سطح حریم خصوصی و پرایویسی در خوابگاه به حديه که وقتی دور همی نشستیم و یکی از دخترا فال می گرفت گفت اسم طرف چند حرفه، من هم فکر کردم اسم رو با فامیلی حساب می کنن،شمردم و گفتم " هشت " یکهو همه بچه های واحد در حالیکه دستشون رو به نشونه اعتراض سمتم دراز کرده بودند، داد زدند" هوووووی! اسمش چهار حرفه ! "
 

ادامه مطلب  

راه دل  

امشب ده تا از بچه ها رو دعوت کردم بیان خونه باربیکیو. 6 تا شون فقز اومدن . با صابخونه و یکی از همخونه ها و دو تا از دوستاش شدیم 11 نفر.
بهشون خوش گذشت و به من هم. کلی از خونه خوششون اومد و از صابخونه امریکایی.
امسال خونمو جابجا کردم. این یکی خیلی خونگرمتره. همیشه از ماها تشکر میکنه که کمک میکنیم اجارشو بده و بتونه توی این خونه بزرگ باشه. از اینکه ما جای بچه هاشو پر کردیم و اون میتونه راحت به بچه هاش اجازه بده که برن مستقل شن و زندگی خودشونو داشته باشن

ادامه مطلب  

 

واسه قصــه ی منـو دوری تـو يه کتاب و صدتا قصه خون کمه شیرینم! ديدن تو ساده که نیس واسه عشق مـن يه بیستون کمه خودتـو دلواپـس اون حسـی که توی ذهنــمون قــدم میزد نکن بخت ما توی يه دنیای دیگه س بیخــودی آسمــون و رصد نکن من میخوام توی بهشت ببینـمت ایـنه که از زنـدگی خستـه شدم نمیــدونم منــی کـه ندیــدمت بـه کــدوم رابـطه وابستـه شدم تو میخـوای گنـاه کنی! نمیـذارم نمیـخوای بهشتی باشی، ولی من ـ دور میـــشم از تنــتُ منتــظرم هی میـخوام طاقت

ادامه مطلب  

خاطرات لب دریا  

از لب دریا و ساحل...هرکی يه خاطره داره...آخه دست خیلیارو...توی دست هم میذاره...دریـــــــــــــــــــــــــــا...حرفی دارم امّا...واسه ی گلايه دیــره...از خدا میخوام که هیچوقت...عشقتو ازت نگیره...امّا نا رفیقی کردی...کردی عشقمو نشونه...باشه اشکالی نداره...ما خدامون مهربونه...

ادامه مطلب  

 

يه غم بزرگی توی دلمه!
يه سوال تلخ که چرا منو نمیخوای؟
يه جواب تلخ تر که اگه منو واقعا میخواستی
(همونجوری که اس ام اس هات بهم میگن)
هیچوقت اجازه نمیدادی پیش کسی دیگه باشم
اجازه نمیدادی حتی يه لحظه ازت دور باشم
اجازه نمیدادی کسی دست درازی کنه به سرزمین تنم که تو پادشاهشی
که کسی بغض بیاره توی چشمایی که تو ادعا میکنی عاشقشونی
همش تقصیر توئه!
میبینی پیرمرد 
اولین نشونه های يه زن عاشق
حماقته
یادم میاد اون حرفت که عصر روز ۱۸ آبان ۹۵ بهم گفتی ما مردا و

ادامه مطلب  

6راه کم دردسر برای کاهش وزن!  

 
کاهش وزن و لاغری رویای بسیاری است که راه‌حل خاص خودش را دارد. بهتر است به جای تمرین‌های طاقت‌فرسا و رژیم‌های غذایی آزاردهنده، نگرش دیگری به موضوع کاهش وزن داشته باشید.
گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان - کاهش وزن کار ساده‌ای نیست و اتفاقا می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد. اکثر افراد نیز به خاطر عدم رعایت رژیم غذایی مناسب و یا تمرین کافی قادر به کاهش وزن نیستند. دلیلش البته واضح است: دنبال کردن یک رژیم غذایی پیچیده و انجام فعالیت‌های بدنی

ادامه مطلب  

شکایت...  

آخه خدایا گله به کجا ببرم...خودت میگی از تو بخوایم و با تو حرف بزنیم ..پس چرا ارزوهامون برآودره نمیشه ...چرا به حرفمون گوش نمیدی....این نادانی و تاریکی محض خیلی سخته...خیلی...کاش هیچ وقت چیزی به اسم انتظار خلق نشده بود...کشنده ترین بخش دنیاست...عچیب سخت و طاقت فرساست..

ادامه مطلب  

دل خون دیده خون دلبر ودلدار نداری  

دل خون، دیده خون دلبر و دلدار نداری

 

 


 

 

ای کاسه خون، غرقه به خون یار نداری


چشمت شده پر خون ز هجر رُخ دلدار

 

 


 

 

چشمت به در و فرصت دیدار نداری


از درد فراق اشک میریزی مثل بارون

 

 


 

 

دریا شده دامن و دگر اشک گهربار نداری


عاشقی و دوری یار طاقت دل برد

 

 


 

 

عاشق شده ای طاقت اقرار نداری


همه با یار گل اندام به تماشای چمنزار شدن

 

 


 

 

ای عاشق مسکین تو تماشاگه و گلعذار نداری


ای دل غمدیده بکن ترک من و یار ج

 

 


 

 

دل و دل هی

ادامه مطلب  

قافیه و ردیف چیست؟  

قافيه چیست؟هر شعر نظمی باید قافيه داشته باشه.به کلماتی که در انتهای هر مصراع میاد و هم وزن هم هستن و در حرف آخر با هم مشترک هستن را قافيه می گن(توضیح خیلی ساده)
ردیف:به کلماتی که دقیقاً مثل هم هستن و بعد از قافيه میان ردیف گفته میشه.یک شعر یا یک بیت می تونه ردیف داشته باشه که در این صورت بهش میگن مردّف و می تونه ردیف نداشته باشهمثال برای شعری که هم ردیف داشته باشه هم قافيه(یعنی شعر مردف هست)
مسلمانان مرا وقتی دلی بود           که با وی گفتمی گر

ادامه مطلب  

 

خدایا!این چ احساسيه ک من دارم؟!دارم میمیرم ای خدا!خدایا!دارم میمیرم، کمکم کن...کمکم کن ای خدا.حالم خوب نیست، من خوب نیستم..ههه فک کنم دارم دیوونه میشیم، نمیدونم چرا وقتی دارم درس میخونم يهو میزنم زیر گريه، نمیدونم چرا يهو قلبم درد میگیره، بغضم میگیره، ینی اینا نشونه دیوونه شدنه؟! ینی دارم دیوونه میشم؟! یا اینکه دارم میمیرم؟!خدایا خستم، دل شکستم، کمکم کن ای خدا...خدایا!...

ادامه مطلب  

خدایاااااااا  

خدایاااااااااا من غرق ش شدم ...
خدایاااااا چرا وقتی نمیخوای رسیدنی باشه , میذاری آشنایی صورت بگیره...
خدایااااا دل من طاقت نداره ....
بازم امیدم به خودته ...
خدایااااااا فقط خودت میتونی درستش کنی از دست هیچکس کاری بر نمیاد 
خدایااااااا دلم بارونيه هرکی ندونه تو بهتر میدونی دارم چی میکشم ...
 
 
 

ادامه مطلب  

مناجات  

پیری رسیدوتن شده بیماریاکریم 
افتاده دست وپای ازکاریاکریم
 
موشدسپیدوضعف پدیداروقدخمید
دیگرنمانده طاقت رفتاریاکریم
 
بدکارم وشرمسارودانی امیدهاهست
بدکاررابه خالق ستاریاکریم
 
کردم جریده پرزگنه زانکه یافتم
دربین نامهای توغفاریاکریم
 
دارم دلی شکسته گرزجورروزگار
جزتوبه کس نمیکنم اظهاریاکریم
 
غم نیست گربباردم ازهرطرف بلا
آنجاکه هست لطف توغمخواریاکریم
 
 

ادامه مطلب  

 

شاید بی خبر دیگر پست نگذارم...
دلمـ میخواهــد ترانه خداحافظے را بنویســــم..
.روے همینـ دیوار مجازۍ...
ولِے...واژه ها فرار مۍ کنند...
دلمـ طاقت نمۍ آورد...اشڪ هــا امانـ نمۍ دهنـــ:(ـــد...نمۍ دانمـ شایــــد من همـ روزےبی خبر برومـ.ــــــــــ....از اینـ مجازۍ...)
----------;--;--------;-;--;-;-;-;;;-;;;-;;;-;-;;;---------------------;------;;------;--;-;-;-;;-------
نمیدونم چرا تازگیا اینجا هم آرومم نمبکنه!!!!

ادامه مطلب  

خوت بگو چیکار کنم  

دوست دارم ولی چرا نمیتونم ثابت کنم
لالایی میخونم ولی نمیتونم خوابت کنم
دوست داشتن منو چرا نمیتونی باور کنی
آتیش این عشقو شاید دوست داری خاکستر کنی
شاید میخوای این همه عشق بمونه تو دل خودم
دلت میخواد دیگه بهت نگم که عاشقت شدم
کاش توی چشمام میدیدی، کاشکی اینو میفهمیدی
بگو چطور ثابت کنم که تو بهم نفس میدی
 
يه راهی پیش روم بذار
یکم بهم فرصت بده
برای عاشق تر شدن
خودت بهم جرئت بده
يه کاری کردی عاشقت
هر لحظه بی تابت بشه
من جونمو بهت میدم
شاید بهت ثا

ادامه مطلب  

مینا  

 
مینا دوست خوبمه:)
درست مثل خواهر نداشتم
قضاوتم نمیکنه
بهانه ها نق زدنام غمام و شادیامو میشنوه
و همه جا درکم میکنه
مهربونترین شخص تو زندگیمه
چیزی که باعث شد به دوستی باهاش علاقه مند شم
مسئولیت پذیریش بود
مثل تموم بچه های کلاس نبود
بزرگ بود
عاقل بود
من خیلی اذیتش میکنم
مثلا امروز قرار بود برم خونشون صبح
ولی تا ۱۲ونیم خواب بودم و کلی منتظرم بود
اخرم نرفتم
از خودم بدم میاد بابت تموم بدقولیام
هیچی بهم نگفت و مثل همیشه مهربون بود
حالش خوب نیست
نم

ادامه مطلب  

قدری بمان  

شهر دل را با تو تابان می کنم قدری بمان با غزل همواره طوفان می کنم قدری بمان
در هوایت پرزنان هستم، همیشه در پی ات گر روی این دیده گریان می کنم قدری بمان
من عقابی خسته ام، طاقت ندارم بیش از این خستگی را از تو پنهان می کنم قدری بمان
شور باریدن ندارد ابر چشمانم ولی گر روی نادیده باران می کنم قدری بمان
لب فروبستی که من بی تاب لبهایت شوم؟! من لبت را شاد و خندان می کنم قدری بمان

ادامه مطلب  

 

چه انتظار مبهمی میان این روزهاست ...مرده ام در روزهایی که با درد صبح می شود...امروز گویا باز هم بی دلیل دو ساعت گریست...از آنچه در صفحه ی این موبایل میبینم باز آهی عمیق می کشم....  می گوید ساکت است و آرام...و من مطمئنم چقدر در این مظلومیت و ساکت بودنش معصومیتی کودکانه خفته است... زمینو زمانم درد می کند...تا جنونم دیگر فاصله ای نیست...این روزها بی صدا گريه می کنم برای خودم مردی شده ام...چشمم درد می کند...قلبم از فشار این روزها تیر می کشد... من فقط خوشم به حا

ادامه مطلب  

 

پنج و نیم صبحه. اكثر دیشب رو دخترك تب داشت. چار اینا دیگه براش شیاف گذاشتم ولی هنوز تا نیم ساعت بعدش تبش پایین نمیومد. نمیذاشت پاشويه اش هم كنیم. بس كه هم تبش رو اندازه گرفتیم و تلاش كردیم پاشويه كنیم بیدار شد. دیگه آوردیم دست و صورتش رو شستیم و همزمان یواش یواش تبش پایین اومد...
فعلا هم گفته تلوزیون میخوام!، نصفه شبی نشسته به كارتون ديدن! جلوی تلوزیون براش رختخواب هم پهن كردم، ولی حاضر نیس بخوابه.
- اونقد از تب كردن و مریض شدنش میترسم كه وقتی دید

ادامه مطلب  

من جز قلب تو جایی ندارم  

امشب شب اربعین از خدا میخوام بهترین ها واستون اتفاق بیفته کاش تو ک بهترین منی تو زندگیم بیای تا همیشه بمونی.دیگه طاقت این دوری رو ندارم.کاش بودی و من اینقدر تنها نبودم.همین ک یادت منو تنها نمیزاره واسم کافيه.مهربونم تا وقتی نفس میکشم منتظرت می مونم.امشب نذری هر ساله داریم آش گندم .کاش سال اینده کنار هم باشیم

ادامه مطلب  

دست نوشته اى از خود  

                 بسم تعالى
سلام و احترام
خدمت شهردار محترم منطقه ٨
جناب اقاى مهندس نصوحى
اینجانب زهرا غلامى داراى منزل مسكونى به مشخصات قید شده در پروده میباشم
لازم به ذكر است نبود امكانات اب و فاضلاب براى بنده در این سن بسیار طاقت فرساست
از شما تقاضاى دست یارى دارم تا من نیز همانند دیگر شهروندان از امكانات اب فاضلاب شهرى برخوردار شوم
                                                                      باتشكر وسپاس از زحمات شما و همكاران گرامیتان

ادامه مطلب  

گفتي بسازم با روزگارم، گفتم محاله طاقت بيارم، نگو نگفتي...  

می خواهی من را به بی خبری از خودت عادت بدهی؟
من به بی خبری از تو عادت نمی كنم
من به نبودنت عادت نمی كنم
به بودنت عادت نمی كنم!
من فقط می توانم عاشق بشوم، كه شده ام
من را به هیچ چیز از خودت عادت نده
عادت نمی كنم!           «افشین یداللهی»
+نگو نگفتی رو بشنوید.

ادامه مطلب  

کلاه شب خواب منگوله دار  

بیخود نیست که از این خارجی ها خوشم میاد وقتی که با کلاه شب خواب منگوله دار میخوابن نشونه اینه که باهوشند دیگه.پس چرا باباجان های ما کلاه منگوله دار سرشون نمیذاشتن ?یا همین الان چرا من شب تا سرمو نذارم زیر پتو مغزم گرم نمیشه و خوابم نمیبره?خب به خاطر اینکه کلاه شبخواب منگوله دار ندارم
حالا این موضوع به کنار , عزراییلشون چی ?که یک داس بلند دستشه و اینور و اونور میره الان چند وقتيه اومده تو کوچه ما به خیال اینکه بن بسته دایما داسشو میچرخونه و تموم

ادامه مطلب  

 

میگم خدا بعضی وقتا نشون نمیده حواسش به آدم هست. میذاره آدم رنج رو تجربه کنه و تا مرز فرو رفتن بره، بعد يهو یروز نگاهت میکنه با لبخند و میگه بسه. پاشو نشونه‌ها رو دریاب. و تو يهو سرتو برمیگردونی میبینی یکی پشت سرت در آستانه در واستاده و دستش رو به سمتت دراز کرده و با لبخندش تو رو به سمت نور فرا میخونه.
خدا حواسش هست. همیشه.
 
بهش میگم وقتی حالم خوبه که نمیام قفل اینجا رو باز کنم و ثبتش کنم. اصلا وقتی حالم خوبه دلم نمی‌خواد بنویسم. اما یجوری ته قلبم

ادامه مطلب  

 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتمدر میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وارپای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بودعشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهیچون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بوددر زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه منداشتم آرام تا آرام جانی داشتم بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموشنغمه

ادامه مطلب  

کنکاش من و ارغوان در مورد مهربانی  

کنکاش من و ارغوان در مورد مهربانی
به تجربه مشاهده شده بعد از قصه گویی برای بچه ها و کندوکاو در برخی مفاهیم و یا انشا نویسی، دانش آموزان در مصداق یابی، ناتوان هستند و از مفاهیم کلّی استفاده می کنند. برای رفع این مشکل لازم است که با آن ها کنکاش کرد و با سوالات اصولی آن ها را در پیدا کردن مصداق کمک کرد.
این یک نمونه از گفتگوهای روزانه ام با دختر پنج ساله ام.
من: ارغوان، یک قصه برام تعریف می کنی؟
...ارغوان، قصه ی درخت بخشنده را برای من تعریف می کند تا .

ادامه مطلب  

 

دوت الیمدن بو همان الدی فراقینده سنین
 
یادیما سالماق همان باشا چالاردیم گئجه لر
 
حوسنو روخسارینی رویاده چکردیم قلمه
 
قلبیمی قاب ائیله ییب قابه سالاردیم گئجه لر
 
بونا خاطیرکی آدین دوشمه يه اغیار الینه
 
دوز کیمی آدیوی یازدیقجا یالاردیم گئجه لر
 
بئله سیزلاردی اوره ک یادینا سالدیقجا سنی
 
سینه می دیرناق آتاردیم پارالاردیم گئجه لر
 
بلکه سن ساغ یاشاییب ساغ دولانیب ساغ گزه سن
 
گوزه لیم هر قادان اولسایدی آلاردیم گئجه لر
 
سن رقیبیمله گونو

ادامه مطلب  

خدا هست :)  

خواب دیشبم
خیلی به موقع بود ... خیلی 
باور کردم که خدا حواسش هست 
يه خواب پر از حس ِ خوب ِ آرامش ... 
مرسی خدا جونم 
مرسی بابت نشونه ی‌ قشنگت :) 
همیشه از ته دل بهت ایمان داشتم و دارم
ببخش که يه وقتایی غر میزنم :( 
 
 
 
 
امروزمون پر از انگیزه و انرژی بود
دوسش داشتم :) 

ادامه مطلب  

ترانه ١١٩ : آذر ماه ٩٥  

امروز اول آذره .... همه اش یاد پارسال میوفتم از آخراى آبان بود كه مهربان دیگه مدرسه نرفت تا حدودا یك ماه بعد .... چه روزاى سختى رو گذروندم  توى این یك سال اونم تك و تنها ..... هر چى هم كه مى گذره به سختیاشاضافه میشه .... خیلى عصبى شدم واقعا از خودم بدم میاد .... اصلا تحمل ندارم ... مى دونم از خستگيه ولى نباید اینقدر بى حوصله باشم و كم طاقت .... 
بچه دارى اونم تك و تنها بدون كمك خیلى سخته ... بیش از حد تصور ..!!
از ٣١ شهریور مهربان مریضه تا الان كه اول آذر باشه !! تو

ادامه مطلب  

 

ای شه خوبان حسین جان       بی سرو عریان حسین جان
لابه لای نیزهو سنگ  2       من شه براره دمه ونگ
همه دوننه که این دل           مه براره سه هیته تنگ 2
کربلا ره بهیته خون         این صحراو این بیابون 2
ای خدا من شه براره        این بیابون بکرد مه گوم 2
مه براه بکوشتنه             دشمنون بی نام نگ 
               من شه براره دمه ونگ
این صحراره بزومه پا         چنه هدامه ونگ وا 2
خسته بهیمه من اخر           براره نکد مه پیدا
خدا دونه که مه برار 

ادامه مطلب  

خداحافظ  

 
 شبيه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
 
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
 
خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم
 
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم
 
و بی تو لحظه ایی حتی دلم طاقت نمیارد
 
و برف ناامیدی بر سرم یکریز میبارد
 
چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟
 
چگونه میروی با اینکه میبینی چقدر تنهایم؟
 
خداحافظ ،تو ای همپای شبهای غزل خوانی
 
خداحافظ ،به پایان آمد این دیدار پنهانی
 
خداحافظ ،بدون تو گمان کردی که میمانم
 
خداحافظ ،بد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1